شاید این مدت حرفی واسه گفتن نداشتم یا شاید...نمیدونم، هزارتا بهونه می شه آورد واسه توجیه نبودنم
اما الان برگشتم...
و بیشتر به خاطر اون عزیزی که ازم خواست
...
و باید تشکر کنم از همه ی دوستای گلی که این مدت حتی با اینکه من نبودم بازم سر میزدن
مرسی از همه
گاهی چقدر خودخواه میشیم
سواستفاده می کنیم از کسی که دوستمون داره
هر بلایی خواستیم سرش میاریم چون می دونیم دوستمون داره و شکایتی ازمون نمی کنه
کاش یه کم فکر کنیم
خودمونو بذاریم جای اون
فکر کنیم چکار داریم می کنیم
گناه یه آدم عاشق چیه؟
حتی اگه کتاباشو نخونده باشن
این روزا دارم یکی از کتاباشو می خوندم
تا حالا چندتا از کتاباشو خوندم
می دونید یه جورای هستن. خوب می نویسه اما یه جاهایش و بعضی از راهکاراش خیلی غیر واقعین شاید واسه من اینطوریه
گاهی وقتا فکر میکنم چون یه نویسنده خارجیه و بایه فرهنگ که با فرهنگ ما ایرانیا فرق می کنه نمی تونم خوب درکش کنم
اما در کل یه مسائلی رو مطرح می کنه که فکر میکنم خیلی به درد بخورن
یه چیزایی که شاید خیلی ساده ازشون می گذریم اما میتونن تو زندگی تاثیر زیادی داشته باشن
تو این چندتا کتابی که ازش خوندم به نظرم "رازهایی درباره مردان" و "رازهایی درباره زنان" خیلی مفید هستن
واقعا دنیای زن و مرد با هم خیلی فرق می کنه و این دوتا کتاب می تونه کمک کنه بهمون تا یه کم بیشتر همو درک کنیم
این کتابی که الان دارم ازش می خونم در مورد اینه که چطور میشه یه عشق همیشگی بشه و چرا معمولا یه رابطه عاشقانه بعد یه مدت عادی میشه و حتی گاهی از بین میره
این یکی یه کم درکش سخته
یعنی همون راهکارایی که گفتم فهمش سخته
تا اینجا به این نتیجه ررسیدم که ما خودم باعث میشیم که بقیه بهمون عشق بورزن یا اینکه ازمون دور بشن
یه جورایی ما خودمون عشق رو به خودمون نزدیک یا دور می کنیم
وگفته بود که بزرگترین اشتباهی که بیشتر ما مرتکب میشیم و باعث دور شدن بقیه از خودمون میشیم اینه که احساساتمونو ابراز نمی کنیم و به زبون نمیاریم حالا به هر دلیل غرورِ، خجالت، ترس یا هر چی و این باعث میشه بقیه دلسرد بشن
برام جالب بود
به نظرم درسته
شما هم فکر کنید...چند نفر ازتون دور شدن به دلیل سردی برخوردتون
من که زیاد بودن
اما یه چیز دیگم هست
باید مواظب بود یه وقت زیاده روی نکنیم چون اونم نتیجه ش همینه
ابراز احساس زیادی هم گاهی حال طرفو به هم میزنه
اینو هم تجربشو داشتم
بازم اگه چیز جالبی خوندم می گم
پس فعلا...
گم شدم...
آنقدر که در من ترس از گرفتن دستی هست
هراسی از گم شدن
نیست...!

